تبليغاتX
ّ بوی کاغذ
دوشنبه 23 اردیبهشت1387

چون باد، که می‌سزد به ذات‌اش که وزد،

هزّالی تو ذاتِ تو را نیک سزد.

نیشم زنی و از تو ندارم گله‌ای:

پشّه چه کُند که تخم آدم نگزد؟!

اسماعیل خویی

 

در وبلاگی جعلی با مدیریتی بی‌نام و نشان، نوشته‌ای مستأصل و سخیف و سست زده‌اند در باب حاشیه‌های چهارمین آیین پاسداشت حسین منزوی، که به زنجموره‌های طفل بی‌سلاحی شبیه است تا یک گزارش از حاشیه‌ها. بالای آن نوشته هم فحشی از طرف من به نویسندگان‌اش نثار شده است، در حالی که آن وبلاگ از بیخ محلی برای نظردهی ندارد تا بر فرض محال آن فحش‌ها را من حواله‌ی ایشان کرده باشم! پس کاملاً پیداست که این سناریوی مضحک را از پیش و با قصد و کینه‌ای دشمن‌خُو ساخته و پرداخته‌اند.

وجدان‌های آگاه حاضر در آن آیین که اجرای آن بر عهده‌ی من بود، خوب می‌دانند که آن‌چه نویسندگان کم‌مایه و سفله‌پرور با آن نثر آبکی و پُرخشم‌شان نوشته‌اند، هیچ‌اش درست نیست و سراسر دروغ‌پردازی و قلب واقعیت است به قصد تسویه حساب‌های شخصی و خالی کردن عقده‌های کم‌محلی و بی‌چیزی.

آرزوی تسلی و تشفی دارم برای روح و روان بیمار همه‌ی وجیزه‌نویسان آن سفاهت، که به قول نیمای بزرگ: الک‌دار از پس کاروان روان است!


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

شنبه 21 اردیبهشت1387

نمی‌دانستم دروغی که می‌گویم چنان او را پابندم می‌کند که تا ماه‌ها بعد، همین‌طور او را و دروغ‌ام را باید تحمل کنم و تا او را متوجه کنم که مجبور است دست از سرم بردارد، جلو روی‌اش با دخترهای دیگر جلف‌بازی در بیاورم، مخدر بکشم، حرف‌های رکیک بزنم، و بالأخره کارم را ول کنم و دنبال هیچ کاری نروم، و هر کار دیگری از این دست، که می‌دانستم یا خیال می‌کردم از من ناامیدش می‌کند، که اما نکرد.

وقتی که داشتم آن دروغ را می‌گفتم، می‌دانستم که کار به این‌جاها می‌کشد. فکر می‌کردم حالا که این اتفاقات افتاده، از این به بعد چشم‌هاش را بیش‌تر باز می‌کند و بیش‌تر فکر می‌کند و بهتر موقعیت خودش و رابطه‌ی ناجور و بی‌سرانجام‌مان را می‌فهمد. این فکرها را کردم که گفتم: «حالا چیزی نشده. من که نگفتم همه‌چیز تمام شده. خب، بگذار همین‌طور ادامه پیدا کند تا بعد. آن‌وقت سر فرصت یک کاری‌ش می‌کنیم».

و حالا این بعد، این بی‌سرانجامی همین‌طور دارد ادامه پیدا می‌کند، آن هم رو به دو سوی مختلف برای او و من؛ یکی رو به بالا، رو به دوست داشتن ِ خود و دیگری رو به پایین، به تهِ بیزاری از خود. و نمی‌دانم آن فرصت که کاری‌ش بکنیم، یا بکنم، کی می‌رسد.

 

مجموعه‌ی داستان «سمتِ تاریک کلمات»

حسین سناپور، 1384 نشر چشمه

از داستان «بگذار همین‌طور ادامه پیدا کند»، صص 5 و 64


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

چهارشنبه 18 اردیبهشت1387

محمدعلی بهمنی:

شعر منزوی، چهار قرن از شعر من بزرگ‌تر است

 

محمدعلی بهمنی، عکس از میثم محمدی، خبرگزاری ایسنای زنجانچهارمین آیین پاسداشت حسین منزوی، ماه غزل معاصر ایران، به همت انجمن ادبی اشراق، و با همکاری اداره‌ی‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان زنجان و اداره‌ی‌کل امور کتابخانه‌های عمومی استان زنجان، عصر روز 17 اردیبهشت ماه، در تالار اجتماعات کتابخانه‌ی عمومی سهروردی زنجان، برگزار شد.

مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان زنجان، در ابتدای این آیین، گفت: «سقف بلند فرهنگ و هنر ایران اسلامی، همواره بر پایه‌ی همت مردان بزرگی استوار بوده است که با بذل جان و زندگی خویش، پایه‌های زندگی را استوار کرده‌اند. عیار بالای عشق و احساس در وجود اینان، بی‌توقعی، پرهیز از شهرت‌طلبی و علاقه‌مندی به گمنامی، از ویژگی‌های این مردان بوده است و منزوی، از جمله‌ی این مردان است».

رضا دینی ادامه داد: «به باور من منزوی، منزوی نبوده است. او در دوران حیاتش، با سرودن شعرهای شورانگیزش، به ما می‌فهماند که در دنیای بزرگی زندگی می‌کند و گوشه‌نشین و منزوی نیست. اکنون نیز که او از میان ما رفته، منزوی نیست، زیرا یاد و خاطره‌اش در میان ما و تمام ایرانیان زنده می‌ماند. البته باید به این مهم نیز توجه کنیم که تمام مردان بزرگ، در عصر خود و در محدوده‌ی جغرافیایی زندگی خود، ناشناخته بودند. آن‌ها آن‌قدر به ما نزدیک هستند که نمی‌توانیم، بزرگی‌شان را ببینیم».


ادامه‌ی مطلب را بخوانيد...


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

یکشنبه 15 اردیبهشت1387

چهارمین آیین پاسداشت حسین منزوی، ماه غزل معاصر ایران

 

حسین منزویچون موریانه، بیشه‌ی ما را ز ریشه خورد

کاری که کرد تفرقه با ما تبر نکرد.

حسین منزوی

 

انجمن ادبی اشراق زنجان در اولین نشست فصلی خود در سال 1387 و در ادامه‌ی سلسله گردهمایی‌های ادبی پیشین خویش، در چهارمین سالگرد درگذشت حسین منزوی، غزلسرای نامی زنجانی، آیین بزرگداشتی با حضور و سخنرانی محمدعلی بهمنی، شاعر نامدار معاصر، خلیل جوادی و غلامرضا طریقی از شاعران پُرکار و مؤثر زنجانی برگزار می‌نماید.

این آیین ساعت 4 عصر روز سه‌شنبه هفدهم اردی‌بهشت‌ماه 1387 در محل تالار اجتماعات کتابخانه‌ی عمومی سهروردی زنجان برگزار خواهد شد و شرکت در آن، برای عموم آزاد است.


ادامه‌ی مطلب را بخوانيد...


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

جمعه 13 اردیبهشت1387

معجزه‌ی باران مهربان، بوی کاغذ را به بازی زیبایی دعوت کرده. گفته از دوست دارم‌ها بنویسم.

 

1.       دوست دارم، یا مزد گورکن را کم کنند یا... [مزد گورکن از آزادی آدمی افزون است. احمد شاملو]

2.       دوست دارم، سانسور و فیلتر و حذف و ممنوع (همه و همه) ممنوع و حذف و فیلتر و سانسور شوند!

3.       دوست دارم هر چه زودتر ظلم از این سرزمین دیرپا قالش کنده شود؛ سگِ زرد، برادر ساواک است! نعره‌ی تبعیض و محرمات فاشیسم مذهبی، به مراتب خطرناک‌تر از هوار چکمه‌ی آدمخواران است؛ گرفتن جان‌های آگاه را به حکم و خواستِ آسمان و الله می‌دانند جهان‌خواران.

4.       دوست دارم بیش از سه میلیون ایرانی خارج از ایران، برای چهار سال هم که شده (یعنی برابر با سال‌های ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد) به ایران برگردند.

5.       دوست دارم به خیلی‌ها بفهمانم که خیلی چیزها بد نیستند آن‌گونه که گمان می‌کنند؛ در بدی‌ها بهشتِ گمشده‌ای هم هست!

6.       دوست دارم همه‌ی انسان‌ها، زبان لال ِ احساس‌شان را بچرخانند و به دهن نگیرند؛ باور کنید، همه‌ی سوءتفاهم‌ها از همین لالی‌هاست! گرچه در بی‌اعتمادترین لحظه‌ها هم باید به واژه‌ها پناه برد. چاره‌ی تنهایی، دیگری نیست! بانی رفع کدورت‌ها همین نوشتن‌هاست.

7.       دوست دارم کسی در گوش‌ام بگوید: «رؤیاست و توهّم، این‌که فکر می‌کنی فرق داری»!


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

سه شنبه 10 اردیبهشت1387

دیدن‌ات گرچه شادی‌آمیز است

ولی از غصه نیز لبریز است

در من این حالتِ دوگانه ز تو

التقاء بهار و پاییز است

شادیِ دیدن‌ات ندیده، دلم

با غم رفتن‌ات گلاویز است

هرچه زیباتر است آمدن‌ات،

رفتن‌ات بیش‌تر غم‌انگیز است.

4 اردی‌بهشت 1370 تهران

از تیغ و ترمه و تغزل، حسین منزوی

نشر آفرینش، 1385، ص167


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

یکشنبه 8 اردیبهشت1387

از نظرت کجا رَود؟ ور برود، تو همرهی

رفت و رها نمی‌کنی، آمد و ره نمی‌دهی.

سعدی

 

روی کاناپه خواب‌ات نگرفته بود. از فکر موذی این‌که تنی را توی اتاق تنهاتر گذاشته‌ای، سرت را مثل گربه‌ی سیاه و رامی لیز دادی زیر چانه‌ام. توی ملافه‌ای که بوی نای‌اش از ادکلن همان یک تکه از لباس‌ات گم شده بود. دلم می‌خواست صورت‌ام را در همان یک تکه‌ی کوچک از فراخای سینه‌ات جا می‌دادم و خودم را به خواب می‌زدم. سینه‌ای که این‌همه غصه داشت و چشم‌های درشت‌ات را با آن مژه‌های پیچ‌خورده‌ی زغالی‌ات، هی آبکی می‌کرد. دلم می‌خواست جوری از ذهن‌ات تصویرهای ناهمسان و متناقض را پاک کنم و شادت کنم. فکر می‌کردم وظیفه یا مسئولیت یک دوست این است که آدم را یاد بدبختی‌هایش نیندازد و جوری در لحظه باشد که از همه‌چیز و همه‌کس فارغ کند.

به ور چپ‌ات که خوابیدی و پیشانی بلند خوشبویت را که چسباندی زیر لب‌هام، طوری صورت‌ات را چرخاندی که من همیشه دلم می‌خواست؛ با هر دو تا دُرشت سیاهی که توی تنهایی‌هام، دلم می‌خواسته ببوسم. جوری سرت را چرخاندی سمتِ عریانی‌ام که کاویدن چشم‌هات را نبینم. دیدی؟ باز هم از من دریغ کردی، بوسیدن و تماشای چشم‌هات را.


ادامه‌ی مطلب را بخوانيد...


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

دوشنبه 2 اردیبهشت1387

درباره‌ی این مجموعه و مقدمه‌ی کتاب

محمد فتحی اصل

 

باغ خانه‌ی معین، دوره‌ی قاجاری، زنجاندل گرچه در این بادیه بسیار شتافت

یك موی ندانست ولی موی شكافت

اندر دل من هزار خورشید بتافت

آخر به كمال ذره‌ای راه نیافت.

از قعر گل سیاه تا اوج زحل

كردم همه مشكلات گیتی را حل

بیرون جستم زغیر هر مكر و حیل

هر بند گشاده شد مگر بند اجل.

یادمان شادروان محمد فتحی اصل

 

اندیشه‌ی پدید آوردن این كتاب زمانی پی‌ریزی شد كه خلأ یك مجموعه‌ی كامل از موضوعات فرهنگی، هنری و جاذبه‌های تاریخی و طبیعی در فضای فكری و فرهنگی استان كاملاً احساس می‌شد. مجموعه‌ای از موضوعاتی كه با پشتوانه و بنیان قوی، تحقیق و تدوین شده، و در عین حال پس از ورود به عرصه‌های كاربردی، همه‌جانبه، دقیق و همراه با آمار و ارقام كارشناسی باشد. از آن‌جاكه نشر، یكی از مشكل‌ترین، پرالتهاب‌ترین و دقیق‌ترین فعالیت‌های فرهنگی است، ما در این كتاب كوشش كرده‌ایم مؤلفه‌هایی كه بنیاد فرهنگ و تمدن شهرمان را تشكیل می‌دهد، در حد توان معرفی كنیم.


ادامه‌ی مطلب را بخوانيد...


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

یکشنبه 1 اردیبهشت1387

سعدی به حق نمونه‌ی برجسته‌ی روح لطیف، نکته‌سنج و خیرخواه ایرانی است. او در اواخر قرن هفتم هجری در شیراز درگذشت.

 

اگر تو فارغی از حال دوستان یارا

فراغت از تو میسر نمیشود ما را.

تو را در آینه دیدن جمال طلعت خویش

بیان کند که چه بوده‌ست ناشکیبا را

بیا که وقت بهار است، تا من و تو به هم

به دیگران بگذاریم باغ و صحرا را

به جای سرو بلند ایستاده بر لب جوی

چرا نظر نکنی یار سروبالا را؟

شمایلی که در اوصاف حُسن ترکیب‌اش

مَجال نطق نماند زبان گویا را.


ادامه‌ی مطلب را بخوانيد...


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

چهارشنبه 28 فروردین1387

حتماً با این پرسش درونی و دائمی روبه‌رو شده‌اید که اصلاً این نوشتن‌ها از رفتارها و روزمرگی‌ها در ریزتر و جزیی‌تر کردن امور را منظور چیست؟ می‌پرسید حتماً که از کجاست و یا چراست که این‌همه فردیت خویش را به مخاطره می‌اندازیم و خلوت‌هامان را آسیب‌پذیرتر و علنی‌تر می‌کنیم؟

همین یکی دو روز پیش که برای اولین بار آلبوم عكاسی‌ام را به شکلی نه حرفه‌ای در آلبوم گوگل به نمایش گذاشتم، چند نفری پرسیدند که چه لزوم و هدفی هست از این کار؟ یکی هم نسبت‌اش داده بود به تیرماهی بودن‌ام که: متولدین تیرماه از عکس خوش‌شان می‌آید و به آلبوم‌هاشان دلبستگی دارند!

من اما پیش‌تر، این کوشش‌ها در نوشتن از فردیت و واکاوی حس‌ها و درونیات را بررسیده‌ام که: تنها غایت اصلی برای کسانی چون من، همان لذت است و بس! کسانی که لذت نوشتن را چشیده‌اند، آیا آن را با دیگر لذت‌ها برابرش می‌دانند؟


ادامه‌ی مطلب را بخوانيد...


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

جمعه 23 فروردین1387

درباره‌ی نامه‌ی اتحادیه‌ی‌ ناشران و کتاب‌فروشان

 

به تازگی اتحادیه‌ی ناشران و کتاب‌فروشان در اعتراض به سانسور و آشفتگی‌‌های حساب‌شده‌ی دستگاه‌های نظارت بر نشر آثار فرهنگی، نامه‌ی اعتراض‌آمیزی خطاب به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر کرده است. گرچه کانون نویسندگان ایران متولیان این وزارت‌خانه را که خود از عاملان اصلی سانسور و حذف فرهنگی به شمار می‌روند به هیچ رو مخاطب دادخواهی برای آزادی اندیشه و بیان نمی‌‌داند، از اعتراض اتحادیه‌ ناشران و کتاب‌فروشان پشتیبانی می‌‌کند.

ما پدیدآورندگان آثار فرهنگی، در پی کوشش‌های پیگیرانه‌ی چهل‌ساله‌ی اخیر، هم‌چنان خواهان لغو هر گونه سانسور در همه‌ی عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی هستیم و بر ضرورت آزادی اندیشه و بیان، بی هیچ حصر و استثنا، تأکید می‌‌کنیم.

 

به مناسبت درگذشت زنده‌یاد فریدون آدمیت

 

فریدون آدمیت، عضو دیرین کانون نویسندگان ایران، تاریخ‌نگار برجسته و پدیدآورنده‌ی امیرکبیر و ایران، اندیشه‌های میرزا فتحعلی آخوندزاده، آشفتگی در فکر تاریخی، اندیشه‌های میرزا آقاخان کرمانی و بسیاری آثار ارزنده دیگر، در دهم فروردین‌ماه امسال درگذشت.

آدمیت از سلاله‌ی تاریخ‌دانان شجاع و آگاهی چون احمد کسروی بود و در معرفی چهره‌های سرکوفته و دگراندیشی چون آخوندزاده و آقاخان کرمانی و... کوشش فراوان به کار برد. در روزگاری که گزمگان فرهنگی جز جعل و قلب و تحریف تاریخ معاصر ما وظیفه‌یی برای خود نمی‌‌شناسند، نوشته‌های او حکم نسیمی تازه داشت که بر هوای خفه‌ی تاریخ‌نگاری ایران وزیدن گرفت. یادش گرامی باد.

 

کانون نویسندگان ایران

۲۰ فروردین ۱٣٨۷


ادامه‌ی مطلب را بخوانيد...


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

پنجشنبه 22 فروردین1387

ارتباط چهره با نگرش افراد به عشق

منبع: بی‌بی‌سی

 

چهره سمت راست، گویای علاقه به رابطه ای کوتاه مدت استپژوهشگران می‌گویند که با نگاهی به چهره‌ی افراد می‌توان دریافت که نسبت به رابطه با جنس مخالف خود چه طرز فکر و رفتاری دارند.

پژوهشگران دانشگاه‌های ابردین و سنت اندروز در اسکاتلند و دورهام در انگلستان در تحقیق مشترکی که انجام داده‌اند به این نتیجه رسیده‌اند که مردها عموماً زن‌هایی را ترجیح می‌دهند که از برقراری رابطه‌ی جنسی کوتاه مدت رویگردان نیستند. در حالی که زن‌ها مردانی را ترجیح می‌دهند که بتوانند با آن‌ها رابطه‌ای طولانی برقرار کنند.

در این پژوهش که گزارش آن در ژورنال «تکامل و رفتار انسانی» منتشر شده، چهره‌ی ۷۰۰ نفر که بین ۲۰ تا ۲۹ سال سن داشته‌اند بررسی شده است.

محققان می‌گویند که افراد می‌توانند با در نظر گرفتن بعضی ویژگی‌های ظاهری و با توجه به نوع رابطه‌ای که ترجیح می‌دهند داشته باشند، شریک زندگی‌شان را آگاهانه‌تر انتخاب کنند.

در این پژوهش به داوطلبان شرکت‌کننده در تحقیق، تصاویری از چهره‌های زنان و مردانی از گروه سنی یاد شده نشان داده شد و بعد آن‌ها می‌بایست عکس فردی را انتخاب کنند که به اعتقاد آن‌ها از رابطه‌ای کوتاه مدت استقبال می‌کند.

همچنین از شرکت‌کنندگان خواسته می‌شد از میان عکس‌ها، عکس جذاب‌ترین فرد را برای رابطه‌ای کوتاه یا طولانی انتخاب کنند و بگویند که کدام چهره از نظر آن‌ها زنانه‌تر یا مردانه‌تر و در مجموع جذاب‌تر است.


ادامه‌ی مطلب را بخوانيد...


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

دوشنبه 19 فروردین1387

ادعا در فرهنگ مردم ‌بی‌معناست‌

یوسف علیخانی

 

ذبیح‌اله شاهمحمدیجام‌جم آنلاین: غروب یك روز اسفند در كتابخانه‌ی سهروردی زنجان با كسی آشنا شدیم كه آشنای فرهنگ مردم بود و یك جلد از كارهایش در این حوزه را به همراه داشت.

ذبیح‌الله شاه‌محمدی، محقق 75 ساله‌ی زنجانی و فاطمه شاه‌محمدی، برادرزاده‌اش ضرب‌المثل‌های تركی (در گویش زنجانی)‌ را گردآوری و با حمایت اداره‌ی كل فرهنگ و ارشاد اسلامی این استان به وسیله‌ی انتشارات نیكان کتاب، این كتاب را در 383 صفحه و با تیراژ 3 هزار نسخه روانه‌ی بازار كتاب كرده‌اند.

شاه‌محمدی در تمامی شماره‌های مجله‌ی فرهنگ زنجان در بخش‌های تاریخی و فرهنگی، مقاله داشته و كتاب تاریخ زنجان به قلم او آماده‌ی انتشار است. به بهانه‌ی انتشار «ضرب‌المثل‌های تركی در گویش زنجانی» با ذبیح‌الله شاه‌محمدی، یكی از گردآورندگان این كتاب گپ كوتاهی داشتیم.


ادامه‌ی مطلب را بخوانيد...


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

یکشنبه 18 فروردین1387

پرگار مترجم و حد زدن مفسر

رئوف طاهری

 

رئوف طاهریز دین ریا بی‌نیازم، بنازم

به کفری که از مذهبم می‌تراود

 

گویا دیگربار سروش به عمق دریا زده و صید معانی کرده و گرنه چراست که چنین بی‌محابا منجنیق فلک، به سنگ تهمت و تکفیر و ارتداد نشانه‌اش رفته است؟ 

صالح و طالح متاع خویش نموده‌اند و بساط‌ دار حلاجی و شوکران سقراطی به پا کرده تا با هیزم کوته‌آستینی مستظهر به قدرت قدّار آتش خشمی به نشانه‌ی غیرت دینی شعله‌ور و عین‌القضاتی دیگر شمع‌آجین کنند.  


ادامه‌ی مطلب را بخوانيد...


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

شنبه 17 فروردین1387

منزوی به فکر اسطوره‌ها و تلمیح‌های تازه‌ی عشق بود

 

سالار عبدیحسین منزوی به معنای واقعی کلمه٬ شاعر بود و زندگی شاعرانه‌ای داشت. پشتوانه‌ی ادبی اشعار منزوی٬ بسیار قوی است و بی‌جا نیست که به او لقب سلطان غزل ایران و ماه غزل ایران را می‌دهند.

سالار عبدی کارشناس ارشد ادبیات در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه‌ی زنجان٬ در ادامه‌ی مطلب فوق٬ افزود: اسطوره‌شناسی و صور خیال در شعر او به اوج رسیده است. با تمام این حرف‌ها٬ دلیل اصلی مهجور بودن منزوی٬ به خصوص در شهر خودش زنجان، بر من آشکار نیست. آن‌چه مسلم است٬ منزوی نان به نرخ‌ روزخور نبود و با سیاست میانه‌ای نداشت. او هیچ‌گاه زیر پرچم کسی نرفت و تمام تلاش‌اش به ادبیات معطوف بود. پرداختن به شخصیت او٬ به جای پرداختن به اشعارش، و حسادت‌ها و تنگ‌نظری‌ها٬ سبب شد که منزوی به جایگاهی که حق‌اش بود٬ نرسد.


ادامه‌ی مطلب را بخوانيد...


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  |