مهدی جلیلخانی:
تفکر انتقادی در جامعهی استبدادزده سرکوب میشود
اشاره: «مدیران ما هنوز به فکر نیفتادهاند که جز چاروق و چاقو، گنجینهها و ذخایر و هنرهای فراوان و بیبدیلی در این استان به خاک یادها سپرده شدهاند».
اینها گفتههای مهدی جلیلخانی، سرگروه ادبیات عصرکتاب میباشد. وی یکی از فعالان عرصهی فرهنگی و ادبی شهر زنجان است. گروه ادبیات عصرکتاب مدیون تلاشهای بیشائبهی مهدی جلیلخانی است. با وی دربارهی موفقیتها و کاستیهای این گروه به گفتوگو نشستهایم:
جلسات عصرکتاب تمرینی مداوم برای نقد کتاب است. این جلسات در این پنج سال چه مقدار به این مهم دست یافته است؟
عصرکتاب شاید در دورهای به تمرین نقد کتاب نظر داشته، اما به گمانم امروز نه تنها این دوره طی شده، بلکه نمونهها و الگوهایی هم در نقد، به جامعه پیشنهاد شده است. اما اگر نظر شخصی مرا بپرسید خواهم گفت که هنوز در این مدت پنج سال، به نقد و انتقاد به معنای واقعی و اصلی آن دست نیافتهایم، اگرچه گاه نزدیک شدهایم.
پس شاید بد نباشد که ابتدا اندکی درباره نقد سخن بگوییم تا ببینیم آیا در سطحی بالاتر، در کشور، به اهداف نقد دست یافتهایم یا نه.
ادامهی نوشته را بخوانيد...




شاعر مجموعهی «خیابان خوابها» گفت: لازمهی شعر طنز، ایجاد تفکر و تبسم در مخاطب است. شعر طنز، تلنگری به تفكر مخاطب میزند و در عین

ما در پی چیزی هستیم كه هنرمندان اروپایی دارند و آنها نیز به
وظیفهی شاعر به تعویق انداختن و ایجاد فاصله در انگارههای پیشینی
انقلاب در زنجان یك انقلاب غیرمسلحانه قلمداد میشود.
اشاره:
اشاره:
اشاره:
هنوز در جامعهی ما دانش و ابزار مناسب برای توسعه و مدیریت
اشاره:


اشاره: به هنگام صحبت از علم، فلسفه، اقتصاد و مبارزه، چشمهای خوش رنگش از امید و صبر و استواری برق میزند. او سالها عمرش را صرف شعر، داستان، ترجمه، تاریخ و فلسفه کرده است. در طول این سالها موهای سرش را در راه خواندن و نوشتن سفید کرده است. با وجود کهنسالیاش بر عکس خیلیها تا دم مرگ، سر حرف خود ایستاده و تغییر عقیده نداده است! و بر خلاف اکثر پیشکسوتان خیلی زود میتوان از ایشان وقتی گرفت. بیپرده و صریح، حقیقت را میگوید و به دور از مذهب و سیاست زندگی آرامی را تا به این روز سپری کرده است. 