چرا کانون نویسندگان ایران
به قانون اساسی جمهوری اسلامی رأی آری نداد؟
روزنامهی بامداد امروز،10 آذر 1358
یازدهم و دوازدهم آذر 1358، رفراندوم قانون اساسی جمهوری اسلامی برگزار شد. همان قانونی که مجلس خبرگان، با افزودن اصل ولایت فقیه، بحثها و انتقاداتی جدی را برانگیخت. قانون اساسی در شرایطی به قضاوت عمومی گذاشته شد، که فضای عمومی پس از اشغال سفارت آمریکا و استعفای دولت بازرگان، بسیار ملتهب مینمود. فضای رادیکال انقلابی، از طنین صداهای دیگر میکاست و غریو مخالفت در هیاهوی جامعه گم میشد. از همین روی بود که دلایل مخالفان پیشنویس قانون اساسی، آنروزها انعکاس اندکی یافت و نقد مصلحان و روشنفکران، چندان کارساز نگشت. 31 سال بعد، در نقطهای ایستادهایم که جنبش سبز، بر سر دوراهی تاریخی دیگری ایستاده است: خواست اصلاح یا تغییر قانون اساسی.
میرحسین موسوی، مهدی کروبی و احزاب اصلاحطلب، در گفتهها و نوشتههایشان، بر این نکته که ظرفیتهای دموکراتیک قانون اساسی فعلی نیز مجال بروز نیافته است، تاکید ورزیدهاند؛ اما پرسش مهمی که در همهی این ماهها طرحناشده مانده، این است که همین اصول به ظاهر دموکراتیک قانون اساسی، خود تا چه اندازهای دموکراتیکاند؟ اصل 15، 19، 23، 24، 25، 26، 27، 38 و چند اصل دیگر این قانون، که همواره مدعای اصلاحطلبان در اثبات ظرفیتهای دموکراتیک قانون اساسی جمهوری اسلامی بوده است، آیا خود از منظری دیگر، روایتهایی ناتمام، ناقص و آشفته از خواستههای دموکراتیک نیستند؟!
کانون نویسندگان ایران، در آستانه ی رفراندوم قانون اساسی، در هفتم آذر 1358، بیانیهای منتشر کرد که تنها سهمی کوچک در گوشهی معدود روزنامههای منتقد یافت. بیانیهای نه در انتقاد از اصول ضددموکراتیک، بل نقدی بر اصول به ظاهر دموکراتیک قانون اساسی، که در نگاهی دیگرباره، چندان دموکراتیک به نظر نمیرسیدند. متن کامل این بیانیه را از روزنامهی بامداد امروز (که خود از اولین قربانیان مطبوعات در سالهای پس از انقلاب است)، بازمیخوانیم، بیانیهای که میتواند به مثابه سندی تاریخی، در اکنونیت جنبش سبز نیز، راهگشا و آموزنده باشد:
ادامهی نوشته را بخوانيد...



ياران، همگامان، زنان و مردان آزاده!
در یکم آذرماه
مهدى سحابى (1388- 1321)، نویسنده، نقاش، مجسمهساز، روزنامهنگار، بازیگر (در سالهاى دور)، و بهویژه مترجم برجسته درگذشت. سحابى آثار بسیارى از بزرگان ادبیات جهان را به پارسى درآورد. تولستوی، فادایف، سیلونه، فوئنتس، گاوینولدا،... و بالاتر از همه مارسل پروست از جمله نویسندگانى هستند كه سحابى در معرفى و ترجمهى آثارشان قدمى ثابت داشت. 



این روزها بار دیگر چرخهی محاكمات فرمایشی و اعترافگیریهای ضدانسانی به گردش افتاده است. پیشینهی این محاكمات و اعترافگیریها به رژیم گذشته برمیگردد. خواستِ مبرم مردم آن بود كه با سقوط رژیم پیشین بساط این روشهای ضدانسانی برای همیشه برچیده شود، اما طی دههی 
چند دريا اشک میبايد
طی هفتههای گذشته و در پی اعتراضات مسالمتآمیز خردادماه، برخوردهای خونین و خشونتآمیز و موج کشتار و دستگیری و سرکوب دامنهای گسترده یافته است. دور تازهای از اعترافگیری و توابسازی از سر گرفته میشود؛ از سرنوشت بسیاری از دستگیرشدگان و ناپدیدشدگان اطلاعی در دست نیست؛ خانوادههای جانباختگان اجازهی برگزاری مراسم پیدا نمیکنند؛ نگرانیها فزونی میگیرد؛ سانسور و عوامفریبی بیداد میکند و در رسانههای فرمایشی، با تحریف و قلب واقعیت، جای جانی با قربانی عوض میشود.
تمامی تلاشهایی که این روزها در مخالفت با شما صورت میگیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده، رساترین اعتراض ماست.
سرانجام، انتخابات نمايشی و غيردموکراتيک خردادماه به خون مردم رنگين شد. فرجام اين سناريوی ضددموکراتيک چيزی جز اين نمیتوانست باشد.
بیست و هشت سال پیش، در چنین روزهایی، در ٣
رضا سیدحسینی مترجم نامدار، خادم راستین فرهنگ و معلم ادبیات داستانی درگذشت.


اهل قلم، نويسندگان، شاعران، روشنفکران، آزادیخواهان!
به قرار اطلاع محسن حکيمی، عضو کانون نويسندگان ايران، شامگاه دوم دیماه هنگامی که برای ديدار يکی از دوستان خانوادگی خود به منزل او میرود، از سوی مأمورانی که برای بازرسی به آن محل رفته بودند، بازداشت میشود. اين بازداشت در شرايطی انجام گرفته است که از پيش نه هيچ پروندهای عليه او وجود داشته و نه اتهامی بر ضد او اقامه شده است.
ده سال پيش در پی بسترسازی سرکوب آزادیخواهان و روشنفکران از راه تدارک و پخش برنامهی «هويت» از سيمای جمهوری اسلامی، طرح به دره انداختن اتوبوس حامل نويسندگان، احضار فعالان فرهنگی و روشنفکران مستقل و متعهد به دادگاه انقلاب اسلامی، تهديد و پاپوشدوزی و آدمربايی و سرانجام سر به نيست کردن احمد ميرعلايی، غفار حسينی، حميد حاجیزاده و فرزند خردسالاش و...، فعالان کانون نويسندگان ايران، محمد مختاری و محمدجعفر پوينده، ربوده شدند و به فجيعترين شکل به قتل رسيدند.


در ادامهی صدور احکام زندان برای فعالان عرصههای مختلف فرهنگی، اجتماعی و سياسی، شعبهی پانزده دادگاه انقلاب اسلامی آقای يوسف عزيزی بنیطرف، عضو هيئت دبيران کانون نويسندگان ايران را به پنج سال زندان محکوم کرده است. اين حکم بر اساس اتهام بیپايهی «اجتماع و تبانی برای اقدام عليه امنيت کشور» صادر شده است.
بدینوسیله، نگرانی شدید خود را از رویدادهای تلخی که این روزها در کشورمان رخ داده و گنجینههای باستانی و گرانبهای میهنمان را یکی پس از دیگری به نابودی میکشد، اعلام نموده و ضمن یادآوری وظیفهی دولت یعنی نگهداری و پاسداری از گنجینههای این سرزمین، از میان انبوه ویرانیهایی که این روزها دل هر ایرانی پاکنهادی را به درد آورده است، پنج پارهی زیر را نگرانکنندهتر از همه دانسته و آنها را به آگاهی ملت گرامی ایران میرسانیم:
اگر چه هشت سال از وداع شاعر بزرگ ما با واژهها گذشته است، اما اميد و زندگی همچنان در ترانههای شورانگيز او ادامه دارد. 
به تازگی اتحادیهی ناشران و کتابفروشان در اعتراض به سانسور و آشفتگیهای حسابشدهی دستگاههای نظارت بر نشر آثار فرهنگی، نامهی اعتراضآمیزی خطاب به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر کرده است. گرچه کانون نویسندگان ایران متولیان این وزارتخانه را که خود از عاملان اصلی سانسور و حذف فرهنگی به شمار میروند به هیچ رو مخاطب دادخواهی برای آزادی اندیشه و بیان نمیداند، از اعتراض اتحادیه ناشران و کتابفروشان پشتیبانی میکند.


