تبليغاتX
ّ بوی کاغذ
پنجشنبه 30 خرداد1387

در ارتباط با آرامگاه کورش بزرگ از سوی بنیاد میراث پاسارگاد

به آقای کوئیچیرو ماتسورا، دبیرکل یونسکو

پانزدهم جون 2008

آقای ماتسورای عزیز!

آرامگاه کوروشهمان‌گونه که مسلماً اطلاع دارید، نزدیک به چهار سال است که بارها و بارها، از طریق نامه‌های سرگشاده و اختصاصی به شما، از خطراتی که سد سیوند برای آرامگاه کورش بزرگ به همراه دارد، خبر داده و نظرات کارشناسان و سدسازانی را که دلسوزانه نگران صدمات ناشی از رطوبت به این گنجینه‌ی بزرگ بشری هستند، برای شما فرستاده‌ایم. حتا، درست چند هفته پیش از آبگیری سد سیوند، کمیته‌ی نجات پاسارگاد نامه‌ی سرگشاده‌ای از سوی هزاران هزار انسان در سراسر جهان برای شما ارسال داشت و دست تمنا، برای رسیدگی به این امر خطیر، به سوی شما دراز کرد. در این نامه اظهارات شخص آقای رحیم‌مشایی، رییس سازمان میراث فرهنگی را، مبنی بر امکان تخریب آرامگاه به وسیله‌ی رطوبت، به عنوان سندی برای شما فرستادیم.


ادامه‌ی مطلب را بخوانيد...


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

جمعه 23 فروردین1387

درباره‌ی نامه‌ی اتحادیه‌ی‌ ناشران و کتاب‌فروشان

 

به تازگی اتحادیه‌ی ناشران و کتاب‌فروشان در اعتراض به سانسور و آشفتگی‌‌های حساب‌شده‌ی دستگاه‌های نظارت بر نشر آثار فرهنگی، نامه‌ی اعتراض‌آمیزی خطاب به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر کرده است. گرچه کانون نویسندگان ایران متولیان این وزارت‌خانه را که خود از عاملان اصلی سانسور و حذف فرهنگی به شمار می‌روند به هیچ رو مخاطب دادخواهی برای آزادی اندیشه و بیان نمی‌‌داند، از اعتراض اتحادیه‌ ناشران و کتاب‌فروشان پشتیبانی می‌‌کند.

ما پدیدآورندگان آثار فرهنگی، در پی کوشش‌های پیگیرانه‌ی چهل‌ساله‌ی اخیر، هم‌چنان خواهان لغو هر گونه سانسور در همه‌ی عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی هستیم و بر ضرورت آزادی اندیشه و بیان، بی هیچ حصر و استثنا، تأکید می‌‌کنیم.

 

به مناسبت درگذشت زنده‌یاد فریدون آدمیت

 

فریدون آدمیت، عضو دیرین کانون نویسندگان ایران، تاریخ‌نگار برجسته و پدیدآورنده‌ی امیرکبیر و ایران، اندیشه‌های میرزا فتحعلی آخوندزاده، آشفتگی در فکر تاریخی، اندیشه‌های میرزا آقاخان کرمانی و بسیاری آثار ارزنده دیگر، در دهم فروردین‌ماه امسال درگذشت.

آدمیت از سلاله‌ی تاریخ‌دانان شجاع و آگاهی چون احمد کسروی بود و در معرفی چهره‌های سرکوفته و دگراندیشی چون آخوندزاده و آقاخان کرمانی و... کوشش فراوان به کار برد. در روزگاری که گزمگان فرهنگی جز جعل و قلب و تحریف تاریخ معاصر ما وظیفه‌یی برای خود نمی‌‌شناسند، نوشته‌های او حکم نسیمی تازه داشت که بر هوای خفه‌ی تاریخ‌نگاری ایران وزیدن گرفت. یادش گرامی باد.

 

کانون نویسندگان ایران

۲۰ فروردین ۱٣٨۷


ادامه‌ی مطلب را بخوانيد...


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

سه شنبه 21 اسفند1386


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

شنبه 18 اسفند1386

ایران آزاد، ایران مدنی، ایران دمکراتیک

 

خود و دوستان خود را برای دادن رأی آماده كنيد و باعث و بانی آغاز حرکتی تازه شوید. چه اگر به آزمون انتخابات وارد نشويم فقط باعث تقويت نيروهای مخالف می‌شويم.

تحريم رأی در فقدانِ چاره‌ای بهتر، با توجه به منافع و خواسته‌های ما نه تنها مفيد نيست بلكه در جهت منافع دشمنان و كسانی است كه به بهانه‌ی دموكراسی يورش بيگانه را آرزو دارند، كه در نهايت با منافع ملی و انسانی ما در تناقض است. شايد بگوييد همه‌ی كانديداها از يك قماشند، هيچ كدام قادر به ايجاد تغییرات اساسی و برقراری اصلاحات نيستند. اما می‌دانيد در هر سيستمی در كنار كسانی که لیاقت نمایندگی شما را ندارند، كسانی هم هستند كه از كژی دور بوده و خواستِ اصلی‌شان بهبود وضع مردم و مملكت می‌باشد. گرچه کمیابند اما ما بايد درجست‌وجوی بهترين ممكن باشيم. برای شناخت بهتر از كانديداها، منابع بسياری وجود دارد. تاريخچه‌ی عملكرد سياسی و رشد عقيدتی آن‌ها به همراه گفته‌ها و سخنرانی‌های ايشان، مهم‌ترين معيار سنجش هر كانديدا می‌باشد.


ادامه‌ی مطلب را بخوانيد...


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

شنبه 27 بهمن1386

روز دوشنبه 8 بهمن 1386، در آستانه‌ی شانزدهمین سال انتشار بی‌وقفه‌ی «زنان»، هیأت نظارت بر مطبوعات با لغو امتیاز ماهنامه‌ی «زنان»، حکم مرگ این بانوی مطبوعات را صادر کرد.

دبیرخانه‌ی هیأت نظارت بر مطبوعات در اطلاعیه‌ی خود ضمن این‌که مجله‌ی «زنان» را یک «نشریه‌ی تند فمینیستی» خوانده است، ادعای خشونت علیه زنان و ناعادلانه خواندن قوانین مربوطه، سیاه‌نمایی وضعیت زنان در ایران و القای عدم وجود امنیت در جامعه و تخریب وجهه‌ی مقدس بسیج با درج توصیفات نامناسب را به عنوان دلایل لغو امتیاز این نشریه‌ی 16 ساله عنوان کرده است؛ در حالی که حتا بر اساس قانون مطبوعات فعلی که همه‌ی ما انتقادهای جدی بر آن داریم، لغو امتیاز نشریات جزو شرح وظایف هیأت نظارت بر مطبوعات نیست.

این اطلاعیه نشان داد که سقف تحمل مسئولان نسبت به طرح مطالبات زنان از حداقل‌های موجود نیز فروتر رفته و حتا انتشار ماهنامه‌ی «زنان» را نیز برنمی‌تابد. نشریه‌ای که نه تنها نهادی مستقل برای بسیاری از زنان ایرانی از هر گروه و تفکری است، بلکه همواره کوشیده است به دور از سطحی‌نگری و هیاهو در چارچوب قوانین موجود با عمیق‌ترین و اصیل‌ترین روش، یعنی فرهنگ‌سازی، به آگاهی‌بخشی و طرح مشکلات و مطالبات زنان بپردازد.


ادامه‌ی مطلب را بخوانيد...


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

شنبه 20 بهمن1386

فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمریکای شمالی گزارش ماهانه‌ی خود را در خصوص موارد نقض حقوق بشر در دی ماه ۸۶ در ایران منتشر کرد. متن این گزارش به شرح زیر است.

در این گزارش بخش بسیار کوچکی از موارد نقض حقوق بشر در ایران را که توسط این شبکه گردآوری شده است به اطلاع می‌رسانیم:

 

بین‌المللی

 

۱. دیده‌بان حقوق بشر با انتشار گزارشی اعلام کرد، حکومت ایران با اتکا به «قوانین امنیتی» که به‌طور وسیعی تعریف شده‌اند، تقریباً هر نوع ابراز علنی دگراندیشی را سرکوب می‌کند. این حکومت با استفاده از قوانین یادشده، افراد دستگیرشده را بدون اتهام و دسترسی به وکیل مشمول حبس‌های انفرادی و طولانی مدت می‌کند. این گزارش ۵۱ صفحه‌ای که به نام «شما هرکسی را به هردلیلی می توانید بازداشت کنید؛ ایران سرکوب فعالان مستقل را وسیع‌تر می‌کند» منتشر شده است. این گزارش به‌طور مستند به بررسی افزایش دامنه و تعداد افراد و فعالیت‌هایی می‌پردازد که طی دو سال گذشته تحت پیگرد قانونی قرار گرفته‌اند. مدیر بخش خاورمیانه‌ی دیده‌بان حقوق بشر می‌گوید: «قوانین متعددی در ایران به حکومت پوشش لازم برای سرکوب هرنوع فعالیت مسالمت‌آمیزی را که از نگاه منتقد به سیاست‌هایشان است می‌دهد». وی در ادامه می‌افزاید: «مسئولین می‌توانند حقوق اولیه‌ی مردم را پایمال کنند و همچنان ادعا نمایند که اقداماتشان قانونی است». قوانین مبهم امنیتی ایران به حکومت اجازه می‌دهد افراد را به خاطر تجمع، تشکل و فعالیت‌های سیاسی مسالمت‌آمیز، به‌طور خودسرانه سرکوب و تنبیه کند. (دیده‌بان حقوق بشر ۱۷/دی/۸۶)


ادامه‌ی مطلب را بخوانيد...


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

چهارشنبه 10 بهمن1386

باید در انتخابات شرکت کرد

 

v       تحریم انتخابات، كوته‌فكری است، كه ناشی از عدم شناخت حریف می‌باشد. حكومت و آقای احمدی‌نژاد بعد از شكست در انتخابات شوراهای شهر و روستا دست به  تغییر استانداران، فرمانداران و مدیران استان‌ها در تمام سطوح زدند و مدیریت انتخابات را در وزارت كشور كاملاً در اختیار گرفتند.

 

v       دولت و  حكومتی كه با طرفداران پر و پا قرص خود، كه شامل بسیاری از مدیران حكومت و نمایندگان فعلی و قبلی مجلس هستند، چنین رفتاری دارد را چگونه می‌توان با تحریم انتخاب تحت تأثیر قرار داد؟ تحریم انتخابات برای آن‌ها فرصتی است كه رسیدن به هدف را برایشان آسان می‌كند. تحریم انتخابات به‌مانند باز گذاشتن در برای دزدی است كه باید از دیوار بالا برود. دیواری كه ملت با حضور خود می‌توانند آن را پایدار و بلند كرده و از آن نگهبانی كنند؛ هر چند به تدریج.

 

v       می‌دانیم كه حتا  در میان نامزدهای پذیرفته شده نیز، می‌توان شخصیت‌هایی را یافت كه دلسوزتر بوده و متعهد به علائق ملی هستند تا ایدئولوژی افراطی. در صورتی‌كه جمعی درون این سیستم خواستند با مطرح و تصویب لایحه‌ای، شكنجه‌ی زندانیان سیاسی را غیرقانونی كنند، ما آن‌ها را تقویت و به آن‌ها رأی می‌دهیم، در صورتی‌كه برابری زن و مرد را در حقوق اجتماعی، سیاسی و مالی پیشنهاد كردند یا اگر پیشنهاد ادغام شورای نگهبان را دادند، و یا متعهدانه به رفاه اقتصادی ملت پرداختند ما سعی می‌كنیم همه را به رأی دادن به ایشان تشویق كنیم. برای ما فرقی نمی‌كند كه ریش دارند یا نه، عمامه به سر دارند یا با كراوات هستند.

 

v       از 47 تا 50 میلیون رأی‌دهنده، 22  میلیون رأی ندادند. 10 میلیونِ دیگر هم بسیار از اوضاع اقتصادی و وضعیت افتضاحی كه دولت باعث آن شده، بسیار ناراضی هستند. تخمین زده شده است كه جمهوری اسلامی بین ۵ تا 10 درصد، غالباً در شهرستان‌ها، طرفدار دارد. توجه كنید كه حضور 40 میلیون ناراضی و معترض در عموم انتخابات، چه پیامدی خواهد داشت. از قلم خود به‌مانند یک اسلحه استفاده کنید و به آگاهی دیگران بپردازید. تحقق آرزوهای شخصی و ملی فقط با حضور فعال ممكن است نه با غیبت.


ادامه‌ی مطلب را بخوانيد...


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

دوشنبه 8 بهمن1386

کانون نويسندگان ايران

اراده‌ی درافتادن با سانسور و سرکوب

 

... و حال آن‌که چون فضيلت و دانش و آزادی‌خواهی،

يعنی خصالی که حس کينه‌توزیِ مرگبارِ مفتشان عقايد را برمی‌انگيزد، نابود شود،

جامعه در ننگين‌ترين احوالِ نادانی و تباهی و بندگی باقی می‌ماند.

ديويد هيوم


کانون نویسندگان ایراندر شماره‌ی‌
۲٨ مجله‌ی «شهروند امروز» (يک‌شنبه ۱٨ آذر ۱٣٨۶) مطلبی آمده است از محمد قوچانی زير عنوان «زوال رهبری روشنفکری ادبی» که سراسر حاوی افترا، پاپوش‌دوزی، پرونده‌سازی و به خيال خام نويسنده، دو به‌هم‌زنی و تفتين در ميان اعضای کانون نويسندگان ايران است. هجوم به کانون نويسندگان ايران، يگانه نهاد مستقل نويسندگان آزادانديش و استبدادستيز طی چهل سال گذشته، مطلب تازه‌ای نيست. در اين چهل سال، ارکستر هماهنگ ساواک، «کيهان»، «هم‌ميهن»، «شرق»، «گفتگو»، پادوهای امنيتی و تلويزيون‌های درون و برون‌مرزی تا توانسته‌اند نوشته‌اند، گرفته‌اند، بسته‌اند، به زندان انداخته‌اند و سرانجام وقتی با اين همه تيغ‌شان نبريده است، کشته‌اند، اما هرگز نتوانسته‌اند کانون را خاموش کنند.

ظاهراً بهانه‌ی فحاشی‌های نويسنده اين است که چرا کانون چهل روز پس از درگذشت «شاعری جوانمرگ» در مرگ او تسليتی ننوشته و هماهنگ با صدا و سيما، روزنامه‌های حکيم فرموده و «بيلبوردهای شهرداری تهران» از او تجليل نکرده است. سپس مرقوم فرموده‌اند که «شاعری که نه کارمند اداره‌ی سانسور بود و نه پادوی حجره‌ی بازار و بسی بيش از دو کتاب نوشته و سروده بود و اين يعنی همه‌ی شرايطی که براساس آن شاعران و نويسندگان می‌توانند به عضويت کانون نويسندگان ايران درآيند... . آيا اصولاً ايران، کانونی به نام نويسندگان دارد؟ يا در اثر جبر زمان و جور زمانه اثری از کانون نمانده؟ که شاعران و نويسندگان جوانمرگ شده را بايد به جای بيانيه‌های کانون در بيلبوردهای شهرداری تهران جست؟» (تأکيد از ماست).


ادامه‌ی مطلب را بخوانيد...


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

دوشنبه 10 دی1386

دانشجویان زندانی را آزاد کنید!

 

236 تن از اعضای جبهه‌ی صلح و دموکراسی در نامه‌ی سرگشاده‌ای به آیت‌الله خامنه‌ای، محمود احمدی‌نژاد، آیت‌الله محمود هاشمی‌شاهرودی، غلامعلی حدادعادل و غلامحسین محسنی‌اژه‌ای، ضمن انتقاد از سیاست‌های دوگانه‌ی آمریکا در جهان، خواستار آزادی فوری دانشجویان زندانی در ایران شدند.

در میان امضاءکنندگان این نامه، اسامی تعداد زیادی از فعالین ضد جنگ و روشنفکران آمریکایی و ایرانی چون: یرواند آبراهامیان، آریل دورفمن، ژانت آفاری، نوآم چامسکی، حمید دباشی، فیروزه دارابی و دیوید فریدمن دیده می‌شود.

در بخشی از این نامه‌ی سرگشاده آمده است: ما دستگیری دانشجویانی که اوایل دسامبر (آذرماه) در اعتراض به بازداشت رهبران جنبش دانشجویی (احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی) شجاعانه مخالفت کردند، محکوم و خواستار آزادی فوری آنان هستیم.

نویسندگان این نامه همچنین با هرگونه حمله‌ی نظامی آمریکا یا کشور‌های دیگر به ایران مخالف کرده و آن را موجب قربانی شدن مردم این کشور دانسته‌اند. آنان تأکید کرده‌اند: ما سیاست‌های دوگانه‌ی ایالات متحده، در قبال عربستان سعودی، متحد این کشور را به خاطر چشم‌پوشی از سرکوب حقوق شهروندی و شکنجه‌ی زندانیان ـ‌که نسبت با آن‌چه که در ایران اتفاق می‌افتد نه تنها قابل قیاس نیست بلکه بسیار بدتر است‌ـ محکوم می‌کنیم. البته این مسأله مانع از اعتراض شدید ما نسبت به سلب ابتدایی‌ترین حقوق مردم ایران نیست. ما معترضیم، به این دلیل که به این حقوق اساسی باور داریم و فعالین اجتماعی در ایران و سایر کشور‌ها را هم‌پیمان خود می‌دانیم.

منبع: رادیوزمانه


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

جمعه 7 دی1386

اکبر رادی 1386ـ 1318 رشتاکبر رادی، نويسنده، منتقد، استادِ هنرهای نمايشی و نمايش‌نامه‌نويسِ نامدار درگذشت. در ميانِ نمايش‌نامه‌نويسانِ ماندگاری که در سنتِ آزادی‌خواهیِ مردم ايران باليدند، اکبر رادی چهره‌ای ممتاز دارد. رادی پديدآورنده‌ی نمايش‌نامه‌هايی چون روزنه‌ی آبی، صيادان، لبخند باشکوه آقای گيل، منجی در صبح نمناک، در مه بخوان، شب روی سنگ‌فرش خيس و بسيار آثار و مقاله‌های خوش‌نثر ديگر است. اکبر رادی نويسنده‌ای مستقل و ناوابسته و از امضاکنندگانِ متنِ ۱۳۴ نويسنده ("ما نويسنده‌ايم") بود و در سراسرِ عمر پُربار خود هرگز به يوغِ بندگیِ هيچ قدرتی گردن نگذاشت. گرچه رادی رفت ولی شک نداريم که حضور او در زنگنه‌ها، کتايون‌ها، مَشتی منوچ‌ها، رکساناها، عنايت‌ها، گل‌آقاها و بسياری شخصيت‌های ديگر زنده و ماندنی است.

کانون نويسندگان ايران ضمنِ گرامی‌داشتِ ياد و کارِ درخشانِ اکبر رادی، اين ضايعه‌ی دردناک را به خانواده و دوستان او و جامعه‌ی فرهنگیِ مستقلِ کشور تسليت می‌گويد و در مراسمِ بزرگ‌داشتِ او در کنار خانواده‌اش خواهد بود.

كانون نويسندگان ايران

5 دی 1386


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

دوشنبه 19 آذر1386

دويستمين روز انفرادی سعيد متين‌پور گذشت

عطيه طاهری

 

طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران، فقط يک شبانه‌روز می‌توان متهم را بدون تفهيم اتهام در زندان نگه داشت. اين در حالی‌ست که همسرم سعيد متين‌پور ۲۰۰اُمين روز از انفرادی را همراه با شکنجه‌های سخت با هدف اعتراف به جرمی که مرتکب نشده است سپری می‌کند.

حاجی‌های طواف نکرده، اصول قانون اساسی و نيز اصول انسانی و اخلاقی را يک‌جا در مورد سعيد لگدمال کرده و می‌کنند. در سال‌های اخير اين نوع برخورد با يک متهم عقيدتی و فعال حقوق بشری بی‌سابقه بوده است.

در عجبم که چرا صدايی به اعتراض بلند نمی‌شود؟


ادامه‌ی مطلب را بخوانيد...


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

شنبه 17 آذر1386

در سالگرد قتل‌های زنجیره‌ایِ روزنامه‌نگاران و روشنفکرانِ ایران:

عدالت برای روزنامه نگاران و روشنفکران کشته شده

 

١٣ آذرماه ١٣٨٦ در نهمین سالگرد کشتار روزنامه‌نگاران و روشنفکرانِ ایرانی در سال ١٣٧٧ که به «قتل‌های زنجیره‌ای» معروف شده است، گزارشگران بدون‌مرز با ارسال نامه‌ای به لوئیز آربور کمیسر عالی سازمان ملل در امر حقوق بشر، از وی خواهان اقدام سازمان ملل در این باره شد. در این نامه گزارشگران بدون‌مرز خطاب به لوئیز آربور نوشته است:

 

این جنایات موجی از انزجار را نسبت به آمران و عاملان آن در میان مردم برانگیخت. هنوز هم بسیاری از مردم ایران علی‌رغم ایجاد ممانعت از سوی رژیم در برگزاری مراسم یادمان قربانیان شرکت می‌کنند. در محاکماتی که چهار سال به طول انجامید و با آن‌که دستگاه قضایی بر مشارکت ١٥ تن از مأموران وزارت اطلاعات در قتل‌ها صحه نهاده بود، اما نه حقیقت روشن و نه عدالت برقرار شد. در سال ١٣٨١ خانواده‌های قربانیان برای عدالت به نهادهای بین‌المللی مدافع حقوق بشر و به کمیساریای عالی حقوق بشر شکایت بردند.

خانواده‌ها و سازمان‌های مدافع حقوق بشر هیچ‌گاه احکام این دادگاه را نپذیرفتند، چراکه آمران اصلی جنایات سیاسی از محاکمه به دور مانده و تا امروز معرفی و مجازات نشده‌اند. رییس کمیسیون اصل نود مجلس در این باره اعلام کرده بود: «ما در رسیدگی به این پرونده به اشخاصی رسیدیم که قدرت برخورد با آن‌ها را نداشتیم، بنابراین پرونده مسکوت ماند».


ادامه‌ی مطلب را بخوانيد...


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

چهارشنبه 14 آذر1386

اعتراض به برخورد با فعالان مطبوعاتی در استان‌ها و ادامه‌ی توقیف ایلنا

 

کاریکاتور: مانا نیستانیما روزنامه‌نگاران و خبرنگاران رسانه‌ها اکنون دیگر فقط نگران خود و احیاناً سرنوشت شغلی و حرفه‌ای‌ خود نیستیم، بلکه نگران تثبیت فضایی هستیم که مولود نوعی تنگ‌نظری است که می‌خواهد همه چیز را به صورتی فرمایشی و با نگاهی از بالا به پایین شکل دهد و حتا واقعیات و حقایق ملموس را با هزاران توجیه غیرموجه، کم‌اهمیت یا بی‌اهمیت جلوه دهد تا از این رهگذر با مکتوم ماندن حقایق، زحمت کم‌تری متوجه صاحب‌منصبان غیرپاسخگو باشد.

اگر زمانی گفته می‌شد روزنامه‌نویسان و خبرنگاران مرکز و یا ساکنین مطبوعات در شهرهای بزرگ کشور بیش‌تر از هر جای دیگری مورد تاخت و تاز قرار می‌گیرند، در حال حاضر می‌توان گفت که روزنامه‌نگاری تبدیل به پدیده‌ای شده است که حتا در کوچک‌ترین نقاط ایران و در مقیاس محلی نیز تحمل نمی‌شود. اتفاقات ناگواری که در چند وقت گذشته برای روزنامه‌نگاران و خبرنگاران ساکن در مراکز استان‌ها و حتا شهرهای کوچک کشور رخ داده است، تصویری گویا برای اثبات اوج گرفتن معضلات، ناهنجاری‌ها و مشکلات تحمیلی به جامعه‌ی روزنامه‌نگاری و رسانه‌ای ایران است.


ادامه‌ی مطلب را بخوانيد...


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

شنبه 10 آذر1386

ياران عزيز ما چشم به راه روزِ دادرسی هستند

 

تصويری از مراسم يادبود پوينده و مختاری، دویچه‌ولهآزادی آی!

قوس نشاط آدمی اکنون

در اين سرزمين

چندان فرو نشسته و خاموش است

کز شش‌هزار خاطره

انگار خاکستر می‌پاشند

بر چشم آب

 

ياران، هم‌گامان، زنان و مردانِ آزاده!

در خزانِ نُه سال پيش، در پیِ قتل فجيعِ پروانه و داريوش فروهر، دو تن از ياران دلير و آزاده‌ی ما، محمد مختاری و محمدجعفر پوينده، به جرمِ نوشتن، سرودن و کوشيدن در راه آزادیِ بيان و قلم و انديشه به دست شب‌پرستانِ سياه‌انديشی به قتل رسيدند که مردم را خاموش، روشن‌فکران را زبان‌بسته و قلم‌ها را شکسته می‌خواهند.

از آن پس، حاکميت آن‌چه در توان داشت به کار بست تا به لطائف‌الحيل بر ژرفای اين جنايتِ ضدِ بشری و ده‌ها جنايتِ مشابه سرپوش بگذارد و آمران و عاملانِ اين تبه‌کاری‌‌ها را از تيررسِ خشم مردم دور نگه دارد. ولی هنگامی که رازِ نهان آشکار شد و ديگر چاره‌يی جز پذيرشِ جنايت نديدند، کوشيدند با عَلَم کردنِ دادگاهی در بسته، در تاريکی و خاموشی، بدونِ حضورِ خانواده‌ها و وکيلانِ جان‌باختگان، سر و ته پرونده را هم بياورند و ناصر زرافشان، وکيلِ قربانيان و عضوِ کانون نويسندگان ايران را روانه‌ی زندان کنند.

کانون نويسندگان ايران در نهمين سالگرد جان باختنِ محمد مختاری و محمدجعفر پوينده اعلام می‌کند که با آرمان‌های آزادی‌خواهانه‌ی يارانِ از دست‌رفته‌ی خود بر سرِ همان پيمان‌ است که بود، بر خواستِ آزادی بيان و قلم و انديشه بی‌هيچ حصر و استثنا برای همگان، هم‌چنان استوار است و تا روشن شدنِ کامل محتوای پرونده‌ها و محاکمه و مجازات آمران و عاملانِ اين جنايت‌های هولناک دمی از پا نمی‌نشيند.

ديدگان نخفته در گورِ ياران عزيز ما چشم به راه روزِ دادرسی است.

کانون نويسندگان ایران

آذر ۱۳۸۶


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

پنجشنبه 12 مهر1386

ماده‌ی 19 اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر: هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد؛ این حق شامل آزادی در داشتن عقاید بدون مداخله و مزاحمت، و آزادی در طلب، کسب و  نشر اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه‌ای و بدون ملاحظات مرزی است.

 

حکومت جمهوری اسلامی ایران در ادامه‌ی لگدمال کردنِ تک‌تک قوانین بیانیه‌ی جهانی حقوق بشر اکنون بیش از پیش کمر به حذفِ امکانات دنیای مجازی بسته است.

بر هیچ کس پوشیده نیست که در نبودِ رسانه‌های آزاد و غیردولتی همچون تلویزیون، رادیو و حتا مطبوعات شبه‌منتقد در ایران، تنها اینترنت توانسته است تا حدودی حداقل‌های یک ارتباط گروهی را برای کاربران خود فراهم آورد. این ابزار ارتباطی از همان ابتدایِ گسترش در جامعه، به تیغ سانسور سپرده شد. وجود بیش از 10 میلیون سایت فیلترشده (به گفته‌ی خود مسؤولین حکومتی) در جامعه‌ای که تعداد کاربران اینترنتش هنوز به نیمی از این رقم نرسیده است، به خوبی پرده از نوع نگرش و تفکر مقامات حکومتی بر می‌دارد که داعیه‌ی جانشینی خدا بر زمین و حکومتی منسوب به او بر انسان‌ها دارند.

ما کاربران اینترنت در ایران به عنوان بخشی از جامعه‌ی جهانی بشری از طریق امضای این طومار ضمن محکوم کردن اقدامات پی در پی دولت حمهموری اسلامی در نقض مکرر آزادی‌های انسانی، فکری و رسانه‌ای شکایت خود را به نهادها و سازمان‌های مدافع حقوق بشر در سرتاسر جهان اعلام کرده و خواستار پیگیری و برخورد قاطع با این مسأله هستیم.


ادامه‌ی مطلب را بخوانيد...


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

دوشنبه 5 شهریور1386

بازداشت و محاکمه‌ی داستان‌نویس به اتهام نشر اکاذیب، توهین و افترا در کتاب‌هایی که با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چاپ شده، مایه‌ی شگفتی و تأسف است. «یعقوب یادعلی» از نویسندگان مطرح نسل جدید، پیش از محاکمه، چهل و یک روز به طور