معجزهی باران مهربان، بوی کاغذ را به بازی زیبایی دعوت کرده. گفته از دوست دارمها بنویسم.
1. دوست دارم، یا مزد گورکن را کم کنند یا... [مزد گورکن از آزادی آدمی افزون است. احمد شاملو]
2. دوست دارم، سانسور و فیلتر و حذف و ممنوع (همه و همه) ممنوع و حذف و فیلتر و سانسور شوند!
3. دوست دارم هر چه زودتر ظلم از این سرزمین دیرپا قالش کنده شود؛ سگِ زرد، برادر ساواک است! نعرهی تبعیض و محرمات فاشیسم مذهبی، به مراتب خطرناکتر از هوار چکمهی آدمخواران است؛ گرفتن جانهای آگاه را به حکم و خواستِ آسمان و الله میدانند جهانخواران.
4. دوست دارم بیش از سه میلیون ایرانی خارج از ایران، برای چهار سال هم که شده (یعنی برابر با سالهای ریاست جمهوری محمود احمدینژاد) به ایران برگردند.
5. دوست دارم به خیلیها بفهمانم که خیلی چیزها بد نیستند آنگونه که گمان میکنند؛ در بدیها بهشتِ گمشدهای هم هست!
6. دوست دارم همهی انسانها، زبان لال ِ احساسشان را بچرخانند و به دهن نگیرند؛ باور کنید، همهی سوءتفاهمها از همین لالیهاست! گرچه در بیاعتمادترین لحظهها هم باید به واژهها پناه برد. چارهی تنهایی، دیگری نیست! بانی رفع کدورتها همین نوشتنهاست.
7. دوست دارم کسی در گوشام بگوید: «رؤیاست و توهّم، اینکه فکر میکنی فرق داری»!
