تبليغاتX
بوی کاغذ
سه شنبه 5 خرداد1388

گرچه اولین برخوردم با تو توصیه‌ای دوستانه بود، اما همواره دیده‌ام نگران برج‌های بلند بینایی هستی که ببینند و دم‌های بلند گویایی که بازگو کنند؛ چیزی که خود ندارم. پس باید چیزی می‌گفتم به تو مهدی جلیل‌خانی که:

 

خیره سرانه

سرانه‌ی کودتای‌ام را

از خاک گرفتم.

داد برم داشت.

گوش ممتنع

چندان جالب نبود

که شب‌مویه‌های‌ام را

بتراشد

          بصیقلد

                    بتمامد.

 

خیره‌سرانه‌ام

به آتش می‌دهم سر جمهوری‌ام را.


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com