تبليغاتX
بوی کاغذ
چهارشنبه 10 تیر1388

v       تغییری در شرایط کشور و روحیات جامعه و آگاهی مردم بیش از آن‌چه تصور می‌شد، صورت گرفت، و اذعان می‌کنم که این تغییر به مراتب فراتر از تصمیم من بود.

v       ... همه برای تغییر بود و تغییر برای ایران؛ حاصل همه‌ی این آمدن‌ها که زمان وسیعی را به همراه اراده و ارادت به ملت بود، آن شد که توانستیم و فضای یخ‌زده‌ی کشور را شکستیم. مطالباتی که حق مردم بود بازگو و بازتعریف کردیم، افق نقد را به طلوع سپیدی نزدیک‌تر ساختیم، جرأت گفتن و شنیدن را برای مسؤولان و نامزدها به اوج رساندیم، شجاعت دیدن واقعیت‌ها را در همه‌ی زمینه‌ها ارتقا بخشیدیم، گفت‌وگو با همسایگان، آمریکا، اعراب و مسلمانان را به جایگاه مطمئنی نزدیک ساختیم و با ارائه‌ی برنامه‌ها، بیانیه‌ها، اعلام مواضع و دیدگاه‌ها، ناگفته‌های بزرگی را با عظمت گفتیم و جامعه را از ترس‌های غیرمنطقی دور کردیم و همگان را این‌سو و آن‌سوی مرزهای ایران به گفت‌وگو ترغیب کردیم.

v       با چکمه و باتوم به جان و مال مردم هجوم بردند، صدها نفر سازماندهی شده به خوابگاه دانشجویان حمله کردند و قلب دختر جوان را با گلوله شکافتند و از پشت بام مسجد با یونیفرم، مردم را به گلوله بستند و صدها نفر را در خانه و خیابان دستگیر کردند و تا سر حد مرگ کتک زدند و چه زشتی‌هایی که در کلام در حق آن‌ها روا داشتند. ده‌ها نفر از رجال مذهبی و سیاسی را شبانه دستبند زدند و، وااسفا که چه زود انتقام دو ماه آزادی نسبی را گرفتند و همه را روانه‌ی زندان‌ها و سلول انفرادی کردند تا در چنین شرایطی سخت، لب به سخن بگشایند و به انقلاب مخملی اعتراف کنند!

v       این چه انقلاب مخملی است که رهبران آن دو تن از زنده‌ترین و باسابقه‌ترین یاران امام‌اند [...] رؤیای انقلاب مخملی در ذهن این‌ها بوده، یا آن‌ها که کابوس آن را می‌دیدند و نیرو به همسایه‌ی شمالی گسیل داشتند که آموزش ببینند تا چگونه مردم را با حالت ارعاب و قیافه‌ی مهیب و هجوم موتور و زدن باتوم و پرتاب گاز فلفل و زدن کابل بر سر پیر و جوان و زن و مرد و اتومبیل و مغازه بترسانند تا مبادا کسی جرأت حضور آرام و در صحنه‌ی اعتراض ماندن را به خود بدهد و بعدها هم با همان روش‌های تبلیغاتی و در بوق کردن حرف‌های غیر واقعی، همه را محکوم به اغتشاش، انقلاب مخملی، تخریب و ده‌ها اتهام دیگر نموده و تا جایی پیش رفتند که مردم را به قتل یکدیگر و رفتن در لباس بسیج برای زدن خودشان هم متهم کردند!

v       هم ما و هم مردم بر اساس وعده و وعیده‌ها و نمایش فضای دموکراسی بر این باور بودیم که هنوز کف‌گیر منافع مادی به ته دیگ امانت‌داری و دیانت و اخلاق اجتماعی نخورده و ته‌مانده‌ای از پاکی و صداقت می‌تواند از رأی مردم صیانت و آن را همان‌گونه که بود اعلام کند. در این‌جا باید اذعان کنم که مردم و برخی کارشناسان و صاحب‌نظران بهتر از ما شرایط انتخابات را می‌شناختند و به کرات بی‌حاصلی برگزاری انتخابات و حساب کردن روی آرای مردم را یادآوری می‌کردند که مجدانه بابت این حسن ظن به مسؤولین از مردم عذرخواهی می‌کنم.

v       با ساز و کاری که قبل از انتخابات و توسط دولت و شورای نگهبان و برخی نهادهای عمومی انجام شده و نیز نحوه‌ی اجرای انتخابات و دخالت‌های دولت و نمایش شکایت‌پذیری و بازشماری آرای شورای نگهبان و وقایع بعد از آن را عاملی در جهت باطل بودن انتخابات می‌دانم و بر همین اساس دولت برآمده از آن را دارای مشروعیت و مقبولیت نمی‌دانم و در هیچ برنامه‌ای از جمله تنفیذ و تحلیف آن شرکت نخواهم کرد.

v       ضروری‌ترین مسأله در شرایط کنونی حفظ روحیه‌ی انقلابی و سیاسی در برابر کسانی است که می‌خواهند مردم ناامید شده و از صحنه‌ی انتخابات خارج شوند. همه باید وحدت انقلابی و روحیه‌ی سیاسی را حفظ کرده و با جریان عظیمی که در این انتخابات به حرکت در آمده و خودآگاهی خود را بازیافته به تشکیل و تقویت تشکل‌های مدنی و حضور در احزاب و گروه‌های سیاسی اصلاح‌طلب و تحول‌خواه و امیدوار به آینده بپردازند.

 

بسمه تعالی

انا لله و انا الیه راجعون

ملت بزرگ و فهیم ایران!

لازم می‌دانم ابتدا از مردم ایران عذرخواهی کنم؛ هم به خاطر چندین ماه اصرار و ابرام برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری و هم به خاطر همه‌ی آن عزیزانی که در این مدت زحمات زیادی را برای آن‌ها موجب شدم و با لطف و عنایت خود مسیر انتخابات را هموار و زمینه‌ی حضور عظیم و بی‌سابقه‌ای را فراهم کردند.

پیش از همه اذعان می‌کنم که بسیاری از شما پیش‌تر و دقیق‌تر می‌دانستید که چه خواهد شد و متوجه شده بودید، همان‌گاه که می‌پرسیدید «چه تضمینی برای آرای ما وجود دارد»، یا زمانی که می‌گفتید «نتیجه‌ی انتخابات معلوم است و شما آب در هاون می‌کوبید».

با این همه می‌خواهم بگویم از کرده‌ی خود پشیمان نیستم و شما هم از این تلاش عظیم و حضور یکپارچه ضرر نکرده‌اید.حرکت ما در جهت تحکیم مبانی جمهوریت، اسلامیت و ایرانیت بود و ماه‌ها با کمک دوستان‌مان تلاش بی‌وقفه‌ای داشتیم که «مطالبه‌محوری» را در صحنه‌ی انتخابات به یک اصل تبدیل کنیم و با توجه به اوضاع و شرایط کشور آن‌چه به عنوان برنامه و راه برون‌رفت از شرایط فعلی می‌توان انجام داد را برای حل مشکلات مردم و تحکیم پایه‌های استقلال و آزادی در کشور عنوان کنیم.

ما برای تغییر آمده بودیم، گرچه نیروهای غیبی و ظاهری مانع از تغییر در قوه‌ی مجریه شدند. با این همه فراتر از این تغییری در شرایط کشور و روحیات جامعه و آگاهی مردم بیش از آن‌چه تصور می‌شد، صورت گرفت و اذعان می‌کنم که این تغییر به مراتب فراتر از تصمیم من بود.

آمدنم در صحنه‌ی انتخابات به یاد و عشق امام راحل بود، به یاد روزهای فداکاری و از خودگذشتگی، قدم نهادن در مسیر مسؤولیت‌پذیری و نه جاه‌پرستی، خودخواهی و تحقیر دیگران.

آمدن برای گفت‌وگوهای بالنده‌تر اجتماعی و نه طرد هر کسی که غیر از سخن من کلمه‌ای به زبان می‌راند؛

آمدن برای گفت‌وگو و شکستن فضای یکسویه‌ی حاکم بر اوضاع عمومی کشور؛

آمدن برای دیدن بهتر و کامل‌تر جریان اداره‌ی کشور؛

آمدن برای روشن کردن چرخه‌ی ناکارآمد مدیریت اجتماعی کشور؛

آمدن برای تغییر در سیاست‌های تحکم‌آمیز و تحجرمآبانه‌ی داخلی؛

آمدن برای گفتن از موضع استقلال، شجاعت و حریت؛

آمدن برای غبارروبی از چهره‌ی جوان و نوجوان، دانشگاه و اصحاب فکر و اندیشه؛

آمدن برای تعامل با همسایگان و دولت‌های خارجی؛

آمدن برای بازداری از شکل‌گیری فرهنگ و ادبیات مستبدانه در عرصه‌ی جامعه؛

آمدن برای شفاف‌سازی امور اجرایی و ارتباط بخش‌های گوناگون اقتصادی و برنامه‌محوری؛

آمدن برای همه‌ی این‌ها و همه‌ی آن‌چه گفته شد و غیر از این‌ها همه برای تغییر بود و تغییر برای ایران. حاصل همه‌ی این آمدن‌ها که زمان وسیعی را به همراه اراده و ارادت به ملت بود، آن شد که توانستیم و فضای یخ‌زده‌ی کشور را شکستیم، مطالباتی که حق مردم بود بازگو و بازتعریف کردیم، افق نقد را به طلوع سپیدی نزدیک‌تر ساختیم، جرأت گفتن و شنیدن را برای مسؤولان و نامزدها به اوج رساندیم، شجاعت دیدن واقعیت‌ها را در همه‌ی زمینه‌ها ارتقا بخشیدیم، گفت‌وگو با همسایگان، آمریکا، اعراب و مسلمانان را به جایگاه مطمئنی نزدیک ساختیم و با ارائه‌ی برنامه‌ها، بیانیه‌ها، اعلام مواضع و دیدگاه‌ها، ناگفته‌های بزرگی را با عظمت گفتیم و جامعه را از ترس‌های غیرمنطقی دور کردیم و همگان را این‌سو و آن‌سوی مرزهای ایران به گفت‌وگو ترغیب کردیم و شما در همه‌ی این لحظات و برداشتن این گام‌ها همراه و یاور من بودید و چگونه می‌توان فراموش کرد شکوهِ شب‌های پیش از 22 خرداد را که همه‌ی ایران یکپارچه شور سیاسی و شوق انتخابات شده بود و دنیا با همه‌ی بزرگی خیره بر این عظمت و آزادگی حاصل از انقلاب اسلامی. چه تصاویر به یاد ماندنی از آن همه شب‌ها و شورها و جوان‌ها که ایران را یکپارچه غرق در مردمسالاری و حضور سیاسی ساخته بود. چه‌قدر دنیا از آن شب‌ها و انقلاب و عظمت ایران یاد کرد و چه باورنکردنی که یک هفته بعد تصاویر آن شکوه به فریاد اعتراض و الله و اکبر شبانه تبدیل شد و خون به سنگفرش خیابان پاشید و با ضرب باتوم‌ها و گاز اشک‌آور به جان زن و مرد و پیر و جوان... و چه سقوط آزادی از اوج قله‌ی عظمت در تصویر جهانی به حاکمیت شلاق و زندان و گلوله...

با چکمه و باتوم به جان و مال مردم هجوم بردند، صدها نفر سازماندهی شده به خوابگاه دانشجویان حمله کردند و قلب دختر جوان را با گلوله شکافتند و از پشت بام مسجد با یونیفرم، مردم را به گلوله بستند و صدها نفر را در خانه و خیابان دستگیر کردند و تا سر حد مرگ کتک زدند و چه زشتی‌هایی که در کلام در حق آن‌ها روا داشتند. ده‌ها نفر از رجال مذهبی و سیاسی را شبانه دستبند زدند و، وااسفا که چه زود انتقام دو ماه آزادی نسبی را گرفتند و همه را روانه‌ی زندان‌ها و سلول انفرادی کردند تا در چنین شرایطی سخت لب به سخن بگشایند و به انقلاب مخملی اعتراف کنند!

این چه انقلاب مخملی است که رهبران آن دو تن از زنده‌ترین و باسابقه‌ترین یاران امام‌اند و مورد تأیید شورای نگهبان و رهبری برای حضور در انتخابات و حداقل 15 میلیون نفر (بر اساس شمارش خود طرف) به آن‌ها رأی داده‌اند؟

رؤیای انقلاب مخملی در ذهن این‌ها بوده یا آن‌ها که کابوس آن را می‌دیدند و نیرو به همسایه‌ی شمالی گسیل داشتند که آموزش ببینند تا چگونه مردم را با حالت ارعاب و قیافه‌ی مهیب و هجوم موتور و زدن باتوم و پرتاب گاز فلفل و زدن کابل بر سر پیر و جوان و زن و مرد و اتومبیل و مغازه بترسانند تا مبادا کسی جرأت حضور آرام و در صحنه‌ی اعتراض ماندن را به خود بدهد و بعدها هم با همان روش‌های تبلیغاتی و در بوق کردن حرف‌های غیر واقعی، همه را محکوم به اغتشاش، انقلاب مخملی، تخریب و ده‌ها اتهام دیگر نموده و تا جایی پیش رفتند که مردم را به قتل یکدیگر و رفتن در لباس بسیج برای زدن خودشان هم متهم کردند!

به راستی که این انتخابات در عین این‌که پرشورترین، سیاسی‌ترین و باشکوه‌ترین انتخابات در این سی سال بود، پُرمسأله‌ترین نیز بود که با اعتراض‌های گسترده‌ی مردم، شخصیت‌های سیاسی و گروه‌ها مواجه شد و متأسفانه نهادهای مسؤول به جای پاسخگویی و رفع شبهات درباره‌ی تردیدهای جدی و تخلفات اساسی خواستند با طرح ادعاهای مضحک همه‌چیز را تحت تأثیر قرار دهند. شما مردم حق دارید که لااقل این سؤال را از نظام بپرسید که چگونه دو تن از یاران انقلاب که مورد تأیید و با صلاحیت و نیز همه‌ی گروه‌های اطراف‌شان یک‌شبه به عاملان انقلاب مخملی و هواداران گروه‌های اغتشاشگر و مردم معترض ناآگاه تبدیل شدند؟

چگونه می‌توان این همه را به مصاف سیاسی و انتخابات خواند و ناگهان در پایان یا میانه‌ی راه چنگ و دندان نشان داد و از همه‌ی امکانات و ابزارها و صداوسیما و تریبون‌های مذهبی و نیروهای انتظامی و امنیتی و باتوم و گاز اشک‌آور و زندان و شکنجه و تیر و تفنگ استفاده و بعد هم ادعا کرد که همه‌ی این‌ها تقصیر «خود شما» است، صداوسیما را با بودجه‌ی ملی به خدمت گرفت، برنامه‌ی پشیمان‌سازی به راه انداخت و در همین حال خود را به حمایت 40 میلیون رأی‌دهنده در انتخابات مفتخر دانست؟! این همان شعار پر مغز راهپیمایی مردم از انقلاب تا آزادی است که می‌گفتند: «رأی ما را دزدیدند، دارند باهاش پز می‌دهند».

لازم می‌دانم در این مقطع که به ظاهر سیر اداری انتخابات را پایان یافته تلقی کردند، مواردی را به عرض شما ملت شریف برسانم:

 

1.       کتاب قطور خاطرات انتخابات دهمین دوره‌ی ریاست جمهوری نه تنها ذهن جامعه را پر کرده و توجه جامعه‌ی جهانی را متوجه ایران و مسؤولین اجرا و نظارت و همه‌ی تصمیم‌سازان نموده، که برای همیشه در یادها و خاطره‌ی جامعه و تاریخ باقی خواهد ماند. در یک طرف مردمی که نظام و کشورشان را می‌خواستند و مجد و عظمت آن را آرزو داشتند و به کیان آن فکر می‌کردند و در ظلمات یأس و ناباوری روح امید را در خود احیا نموده و برای تغییر و ساختن ایرانی از نو آمدند ولی با عبور از میدان‌های مین و موانع، ناباورانه با کمین به اصطلاح اجرا و نظارت دولت مواجه شدند که برای آنان و به نام آنان و بی‌شباهت به انتخاب و رأی آنان، انتخاباتی را مهندسی نموده بود. در حقیقت هم ما و هم مردم بر اساس وعده و وعیده‌ها و نمایش فضای دموکراسی بر این باور بودیم که هنوز کف‌گیر منافع مادی به ته دیگ امانت‌داری و دیانت و اخلاق اجتماعی نخورده و ته‌مانده‌ای از پاکی و صداقت می‌تواند از رأی مردم صیانت و آن را همان‌گونه که بود اعلام کند. در این‌جا باید اذعان کنم که مردم و برخی کارشناسان و صاحب‌نظران بهتر از ما شرایط انتخابات را می‌شناختند و به کرات بی‌حاصلی برگزاری انتخابات و حساب کردن روی آرای مردم را یادآوری می‌کردند که مجدانه بابت این حسن ظن به مسؤولین از مردم عذرخواهی می‌کنم.

2.        برای همه‌ی شهدای این ماجراهای انتخاباتی از خداوند رحمان آمرزش طلب می‌کنم و آرزو می‌کنم در سلسله‌ی شهدا محسوب شوند. به تک‌تک خانواده‌هایشان تسلیت می‌گویم و ضمن ابراز تأسف از این‌که حتا امکانات تجلیل و بزرگداشت مناسبی هم برای تشییع و دفن و فاتحه‌ی فرزندان‌شان فراهم نشده، با آن‌ها همدردی می‌کنم. برای همه‌ی عزیزان، مجروحان و آسیب‌دیدگان بهبود و شفای عاجل طلب می‌کنم و مقصر همه‌ی این شهادت‌‌ها، جرح و تخریب‌ها و اغتشاش‌ها را کسانی می‌دانم که حقوق مردم را زیر پا گذاشتند، حتا به آن‌ها اجازه‌ی راهپیمایی آرام ندادند و نه تنها امنیت آن‌ها را تأمین نکردند که آنان را مورد هجوم و ضرب و شتم و توهین و تحقیر قرار دادند.

3.       فضای امنیتی که پس از انتخابات در کشور ایجاد شده مولود افکار معیوب و توهم توطئه‌های خودساخته‌ای است که متأسفانه تلاش می‌شود با تبلیغات و استفاده‌ی یک‌طرفه از صداوسیما آن را یک‌طرفه به اثبات رسانند. هیچ‌یک از گروه‌های سیاسی شناخته شده و شخصیت‌های سیاسی شناخته شده و شخصیت‌های عزیز سیاسی و میلیون‌ها نفر مردمی که در راهپیمایی‌های آرام و مدنی حضور داشتند هیچ مطالبه‌ای نداشتند جز این‌که رأیشان چه شد. آن‌ها جز در فکر حق آزادی و انتخاب‌شان نبودند و توهم توطئه‌ی انقلاب مخملی ابزار سرکوب و برخورد با مخالفان سیاسی جریان حاکم است. اصولاً انقلاب‌های مخملی در کشورهای اقمار شوروی سابق رخ داده، شرایط خاص خود را دارد و در هیج‌جای دیگری نیز نمونه ندارد. مگر ما جزء اقمار شوروی سابق بوده یا شده‌ایم؟ انقلاب مخملی با حضور افراد وابسته به انقلابی چون آقای موسوی و اینجانب و ده‌ها میلیون‌ها نفری که به آن‌ها رأی نداده‌اند، معنی ندارد. دستگیری و زندانی کردن هزاران تن از اقشار مختلف و از آن جمله چهره‌های سیاسی، اجتماعی، دانشگاهی و مطبوعاتی و نگران داشتن خانواده‌هایشان بدون هیچ اتهامی و بعضاً به صورت آدم‌ربایی، خلاف قانون و مصالح نظام و کشور است، اینان باید هر چه سریع‌تر آزاد و از آن‌ها اعاده‌ی حیثیت شود.

4.       با ساز و کاری که قبل از انتخابات و توسط دولت و شورای نگهبان و برخی نهادهای عمومی انجام شده و نیز نحوه‌ی اجرای انتخابات و دخالت‌های دولت و نمایش شکایت‌پذیری و بازشماری آرای شورای نگهبان و وقایع بعد از آن را عاملی در جهت باطل بودن انتخابات می‌دانم و بر همین اساس دولت برآمده از آن را دارای مشروعیت و مقبولیت نمی‌دانم و در هیچ برنامه‌ای از جمله تنفیذ و تحلیف آن شرکت نخواهم کرد.

5.       به عنوان خدمتگزار کوچک مردم، انقلاب و نظام اسلامی و شاگر بی‌ادعای امام راحل از همه‌ی مردمی که در انتخابات شرکت کردند و به خصوص پس انتخابات نیز نسبت به پیگیری نتایج صحیح آن حساس بوده و هزینه‌ها پرداختند، قدردانی می‌کنم و به پیشگاه همه‌ی آن‌ها سر تعظیم فرو می‌آورم، هر چند که با قدرناشناسی بی‌سابقه‌ای مواجه شدند و مزدشان را با اتهام اغتشاش و انقلاب مخملی، ترور، خس و خاشاک، ده‌ها توهین دیگر و سرکوب گرفتند اما به همه توصیه می‌کنم که راه انقلاب و امام و مصلحت کشور را با این ناملایمات رها نکنید، روحیه‌ی انقلابی و اسلامی و شعور سیاسی خود را پاس دارید، همچنان به مانند امام که از «جمهوریت» همپای «اسلامیت» ارزش می‌داد، در مقابل تحجر، واپس‌گرایی و تغییرات بدعت‌گونه دفاع کنید و بدانید که خط امام تنها راه نجات مردم و کشور در مقابل دیکتاتوری، سرکوب، واپس‌گرایی و اسلام طالبانی است. گرچه این انتخابات و حوادث پس از آن به ارکان نظام و اعتماد شما آسیب جدی وارد کرد اما مطمئن باشید که رأی و اراده‌ی مردم پیروز نهایی این تحولات خواهد بود.

6.       بیش‌تر از گذشته به همه‌ی آن‌چه به عنوان برنامه‌ی انتخاباتی برای کشور مطرح کردم، باور دارم و از همکاران می‌خواهم به آن‌چه مطرح کرده‌ام، فکر کنند: به لزوم برنامه‌محوری در اداره‌ی کشور، احیای حقوق شهروندی،احیای آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، پرداختن به حقوق اقلیت‌های مذهبی و قومی و توجه جدی به مطالبات اقشار گوناگون، ارزش‌های فرهنگی و زبانی متنوع ایران، توجه به حقوق زنان و برابری‌های مورد توجه و مطالبه‌ی آنان، استفاده از ظرفیت‌های به فراموشی سپرده شده‌ی قانون اساسی و چنان‌چه لازم باشد تغییر و بازنگری قانون اساسی به ویژه در ارتباط با قانون شوراها، اداره‌ی مناطق مختلف کشور، مسایل مربوط به انتخابات و نظارت شورای نگهبان و موارد دیگر.

7.       در جریان انتخابات و پس از اعلام نتیجه‌ی حیرت‌آور و اعجاب‌انگیز آن از هیچ اقدامی ولو مخاطره‌آمیز دریغ نکرده‌ام که مواردی از آن حسب اقتضا از طریق بیانیه‌هایی به استحضار شما ملت بزرگ رسیده و طبعاً بعضی از اقدامات دیگر در وقت مناسب اعلام خواهد شد ولی اجمالاً یادآوری می‌کنم از هیچ فرصت متصوری همچون تماس، رایزنی، مکاتبه‌ی محرمانه با مراجع دینی و شخص رهبری و هر شخص حقیقی و حقوقی تاثیرگذار دیگر غفلت نکرده‌ام و صادقانه به شما می‌گویم که آن‌چه در توانم بوده است انجام داده‌ام، هرچند که در مواردی قرین توفیق نبوده است.

8.       ضروری‌ترین مسأله در شرایط کنونی حفظ روحیه‌ی انقلابی و سیاسی در برابر کسانی است که می‌خواهند مردم ناامید شده و از صحنه‌ی انتخابات خارج شوند. همه باید وحدت انقلابی و روحیه‌ی سیاسی را حفظ کرده و با جریان عظیمی که در این انتخابات به حرکت در آمده و خودآگاهی خود را بازیافته به تشکیل و تقویت تشکل‌های مدنی و حضور در احزاب و گروه‌های سیاسی اصلاح‌طلب و تحول‌خواه و امیدوار به آینده بپردازند. من به سهم خود برای هرگونه همکاری با افراد و گروه‌های سیاسی تحول‌خواه در این مقطع حساس که به نظر می‌رسد «جمهوریت» در کنار «اسلامیت» و «ایرانیت» در خطر است، دست همکاری و تشکیل جلسه‌ی واحد تحول‌خواهی و حرکت و تغییر دراز می‌کنم و از همه‌ی شخصیت‌ها و گروه‌های مختلف که به اندیشه‌ی امام وفادارند، دعوت می‌کنم به این امر عظیم اقدام کنند.


مهدی کروبی تا آخر عمر پای این مردم و انقلاب اسلامی ایستاده است و تمامی مطالبات ملت را با تمام وجود و در قالب برنامه‌های اعلام شده به هر نحو ممکن پیگیری می‌کنم و در هر شرایطی با هر امکانی به مبارزه ادامه خواهم داد و با دعوت از همه به این راه تأکید می‌نمایم که راه مصلحت کشور و انقلاب امام راحل به ایستادگی و هوشیاری و حفظ آرامش و اجتناب از هرگونه پراکنده‌کاری نیاز دارد. از علمای اسلام و بزرگان نیز دعوت می‌کنم که در صحنه‌ی سیاسی کشور و مصالح مردم مثل گذشته فعال و با نشاط باشند و به راهنمایی آن‌ها مثل گذشته همت گمارند.

 

مهدی کروبی

9 تیر 1388


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com